شهرام شکوهی : سایت مرجع موسیقی نداریم -

,شهرام شکوهی, عکس شهرام شکوهی, بیوگرافی شهرام شکوهی,[categoriy]

آکابانو: شهرام شکوهی : سایت مرجع موسیقی نداریم

آکابانو شهرام شکوهی که سال ۹۰ نخستین آلبوم خود به نام «مدارا» و در سال ۹۲، آلبوم دوم خود به نام «کولی عشق» را به بازار موسقی ایران ارائه کرده بود، سال ۹۴ آلبوم «تا نفس هست» را منتشر کرد و این روزها که اوج برگزاری کنسرت های زمستانی پاپ است چندان خبری از او در مطبوعات و رسانه ها نیست

روزنامه صبا، شهرام شکوهی؛ خواننده، آهنگساز و نوازنده گیتار است. وی از سال ۷۱ تا ۷۴ آواز ایرانی آموخته است. سبک خوانندگی شهرام شکوهی سنتی ایرانی بوده اما از آن جا که معتقد است به اندازه کافی این صداها شنیده شده، موسیقی سنتی را با موسیقی ای بر پایه گیتار اسپانیایی تلفیق کرده؛ چرا که استادش(حاتم عسکری) اعتقاد داشت غیر از موسیقی ایرانی تنها سبک موسیقی در دنیا که حالتی از تحریر دارد موسیقی اسپانیایی است و آن ها با لالا تحریر ایجاد می کنند.

به گزارش آکابانو شهرام شکوهی که سال ۹۰ نخستین آلبوم خود به نام «مدارا» و در سال ۹۲، آلبوم دوم خود به نام «کولی عشق» را به بازار موسقی ایران ارائه کرده بود، سال ۹۴ آلبوم «تا نفس هست» را منتشر کرد و این روزها که اوج برگزاری کنسرت های زمستانی پاپ است چندان خبری از او در مطبوعات و رسانه ها نیست و ظاهرا خبری هم از برگزاری کنسرت های پرمخاطبش نیست اما هیچ کس به اندازه شکوهی درباره معضلات مبتلابه فضای موسیقی پاپ نگاه موشکافانه ندارد. درباره مسائل مختلف موسیقی مردم پسند با او گفت و گو کرده ایم.

سال گذشته مجموعه ای اتفاق ها در موسیقی رخ داد که کمی عجیب بود. یک خواننده خاص به شبکه ماهواره ای می رود و در آن جا صحبت هایی می کند ولی اتفاقی برایش رخ نمی دهد اما به عنوان مثال با پخش شدن یک قطعه موسیقی شما ممنوع الفعالیت می شوید! همان زمان بسیاری به این مسئله واکنش نشان دادند و بسیاری دیگر واکنشی نشان ندادند. آن زمان شما چه واکنشی نشان دادید؟

ببینید ما با اصل ممنوع الفعالیت شدن مشکل داریم. فرق نمی کند این اتفاق قرار است برای چه فردی رخ دهد. چرا؟ خود من به این قائلم که هنرمند باید کالای خود را عرضه کند. می خواهم مثالی بزنم و این حکایتی که می گویم، یک بحث کلی است و نباید برداشت بدی از آن کرد. اگر شما در جنگ باشید و اسلحه تان خالی باشد و اسلحه دشمن تان که پر است، روی زمین افتاده باشد، شما قائدتا باید آن اسلحه را بردارید و از آن استفاده کنید؛ منظور من این است که اگر شما از اسلحه دشمن بر علیه او استفاده کنید، در عمل کار مجازی انجام داده اید. حالا این که نسبت به کار شما در داخل چه تصمیمی گرفته می شود و این که تبعیضی برای افراد قائل شوند یا نه، مسئله دیگری است. من هم مثل ۹۹ درصد آدم های دیگر قائل به این هستم که تبعیض کار درستی نیست وگرنه اصولا با اصل ممنوع الکار شدن مخالفم. حالا این فردی که ممنوع الکار شده است، هرکس که می خواهد باشد. هیچ فرقی نمی کند. اصل ممنوع الکار شدن به نظر من کار درستی نیست ولی یک موقعیتی است که با من و دوستان من صحبت می شود که شما عامدا و عاملا نباید فلان کار را انجام دهید، مثلا نباید قطعه ای بسازید و آن را به شبکه های معاند بدهید.

این را به ما گفته اند و ما از آن اطلاع داریم؛ وقتی من عامدا این کار را انجام می دهم، یعنی خودم را در موقعیتی قرار می دهم که دچار ممنوعیت شوم. مانند این است که شما در شرایطی که می دانید قتل به قصاص منجر می شود، بروید و مرتکب قتل شوید، باید مجازات آن را نیز تحمل کنید؛ این، داستانش فرق می کند اما یک موقع است که شما اثری را با مجوز وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی تولید کرده اید، اثر روی فلان سایت رسمی موسیقی داخل کشور است؛ از این طریق کار به صورت صوتی یا تصویری روی سایت هایی قرار گرفته است یا از شبکه ها پخش می شود؛ چون ایران جزو توافقنامه قانون کپی رایت نیست، هیچ کشوری در دنیا ملزم نیست که از حقوق مولفان ایرانی دفاع کند. شما به هر دادگاهی در هر کشوری بروید و شکایت کنید، چون خود ایران قانون را به رسمیت نمی شناسد، شما و حق معنوی تان را به رسمیت نمی شناسد. وقتی دست تان به هیچ جایی بند نیست، چه کار باید بکنید؟ تکلیف هنرمندان داخلی چیست؟ طرفدار استفاده می کند و هیچ راهی برای جلوگیری از این استفاده وجود ندارد و در داخل کشور هم شما را محاکمه می کنند که چرا از فلان سایت اثر شما پخش می شود.

اگر من اثرم را به فلان سایت داده باشم و پولی دریافت کرده باشم یا حق پخش به آن داده باشم، آن موقع می شود همان حرفی که زدم؛ عاملا و عامدا این کار را کرده ام اما وقتی این کار را نکرده ام، چرا باید ممنوع الکار شوم؟ این قائده برای تمام بچه ها بود اما خوشبختانه با حسن نیت مسئولان حل شد. این مسئله ای بود که باید برای حذف کردن آن به صورت ریشه ای اقدام کرد. وقتی می گویند که چرا فلان سایت موسیقی را پخش کرده است، باید پرسید که چرا فلان سایت باید بشود مرجع؟ چرا این سایت نباید در ایران باشد؟ چرا نباید این سایت، یک سایت رسمی داخلی باشد؟ چرا این سایت باید برای خودش به نوعی تصمیم گیرنده باشد؟ برای موسیقی ایران که چه کارهایی را روی سایت قرار دهد و چه آثاری را قرار ندهد یا تعداد بازدیدها از فلان کار در مورد موفق بودن اثر به عنوان مرجعی شناخته شود؟ بحث بچه ها این است که تمام کلیپ هایی که ما تولید می کنیم، از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی مجوز دارند؛ تمام تصاویر بازبینی می شوند، شعر و موسیقی آن ها نیز قبلا مجوز گرفته اند؛ درواقع ما برای تولید یک قطعه تصویری، مرحله به مرحله مجوز می گیریم. برای مسئله پخش این آثار چرا نباید در ایران یک شبکه مجاز باشد که بتوانیم این آثار را در آن پخش کنیم؟

با تاسیس چنین شبکه ای موافقت شده است تا جاهایی مثل آپارات یا بییپ تونز به وجود آیند؟

آپارات یک شبکه اینترنتی است و ما منظورمان بیشتر شبکه تلویزیونی است. نمی دانم قرار است چه اتفاقی رخ دهد. من به دلیل نوع تعبیری که از این کار می شود، هنوز جرات نکرده ام آن را پیگیری کنم.

تمام خواننده ها در سراسر دنیا پیش از آن که آلبوم خود را منتشر کنند، یک یا دو قطعه تصویری تولید می کنند؛ این آثار دیده می شوند و بازخورد می گیرند؛ ما در موسیقی چنین عرصه ای نداریم. واقعا همین مقداری که موسیقی ما در عرصه اقتصادی درآمدزایی دارد نیز اتفاق عجیبی است که چطور بدون هیچ مارکتینگی به این شیوه، هنرمندان عرصه موسیقی فعالیت می کنند. چگونه می توان این مشکل را حل کرد؟

یکی از بحث های ما همین بود. شبکه های ایرانی که در خارج از کشور هستند که مثلا برنامه سیاسی ندارند و عناد مستقیمی نیز با جمهوری اسلامی ایران ندارند و تنها یک شبکه غیرمجاز هستند، اگر شما با خوراکی که از نظر نظام معقول است یعنی مثلا ویدئویی از خواننده ای که همه چیز و همه کارهای آن، اعم از ساخت موسیقی، شعر و تصاویرش، بر طبق استانداردهای داخل انجام شده است به این شبکه راه یافته، پنج دقیقه از کنداکتور آن شبکه را پر کنید، به نظر من نه تنها کار بدی نکرده اید بلکه، از پر شدن آن زمان شبکه از برنامه هایی که موردنظر ما نیست حتی جلوگیری کرده اید‍! و از سویی دیگر فرهنگ داخلی مان را هم صادر کرده ایم. این مسئله چیزی است که مسئولان باید درباره آن تصمیم بگیرند اما به هر حال امیدوارم مسئولان حداقل در این مورد به خصوص، تعمق بیشتری داشته باشند.

موسیقی های پرطرفدار، معمولا از نظر کیفیت موسیقی نازل هستند. به نظر شما اگر عامل پرطرفدار شدن، کیفیت نیست پس چه عاملی موسیقی را پرطرفدار می کند؟ خواننده هایی را سراغ دارم که هم موسیقی شان نازل است، هم صدایشان صدای درستی نیست و حتی گرافیک آلبوم های شان نیز خوب نیست ولی یکباره پرطرفدار می شوند.

من اعتقاد دارم چنین چیزی اصلا در موسیقی نیست. این که می گویید کیفیت ندارد و طرفدار دارد؛ من فکر نمی کنم این گونه باشد؛ حتما چیزی دارد. اگر شما به هر موسیقی ای که در هر دوره ای موفق شده است، نگاهی بیندازید، درمی یابید که حتما چیزی داشته است و از این مسئله مطمئن باشید. دوره ای خواننده ای آمد که همه می گفتیم که این، یعنی چه؟ این دیگر چه مدل خواندنی است؟ و… بچه من پنج یا شش ماه داشت، شاید باورتان نشود موسیقی این خواننده که شروع می شد، شروع می کرد به تکان دادن دست هایش! برای هیچ موسیقی دیگری این کار را نمی کرد. بچه شش ماهه طبیعتا از موسیقی هیچ چیز خاصی نمی داند؛ نه علم دارد، نه می داند خواننده چه می گوید. آن چیزی است که من به آن، روح موسیقی می گویم. مطمئن باشید آن اثری که به قول شما ممکن است از نظر صدای خواننده، کیفیت ضبط، آهنگ سازی و… کیفیت نازلی داشته، اما طرفدارانی دارد، مطمئن باشید روح موسیقی را در خود دارد و همین روح موسیقی باعث شده است آن اثر به قول معروف بگیرد.

خواننده های پرطرفدار ما چگونه می توانند سطح سلیقه موسیقی مردم را ارتقا دهند و گوش آن ها را به موسیقی خوب عادت دهند؟ فکر می کنید ممکن است این مسئله اتفاق بیفتد؟

نمی دانم مثالی که می زنم درست است یا خیر؛ شما یک مغازه لباس فروشی را تصور کنید. می روید لباسی بخرید که قیمت آن ۱۰ هزار تومان است، مسلما جنس ۱۰ هزار تومانی، به اندازه قیمتش برای شما کار می کند اما چون تنوع دارد و رنگ های مختلف دارد، آن را انتخاب می کنید. شما اگر بخواهید در صنعت پوشاک یا نساجی کار کنید، نمی توانید با ارزان فروشی کار کنید بلکه باید با کیفیت کار کنید. ممکن است مدتی مردم از شما لباس های ارزان قیمت بخرند اما بعد از این که می بیند با یک بار شستن، رنگ لباس می رود و زود هم پاره می شود، طرف با خود فکر می کند یک بار این گونه خرید کردم و حالا پول سه لباس را جمع می کنم و می روم از مغازه دیگری که جنس های بهتری هم دارد لباس تهیه می کنم و به مغازه ای که لباس بهتری دارد می رود.

این که شما می گویید کمیت موسیقی در ایران بسیار زیاد است، هیچ شکی در آن نیست. این که شاید ۹۵ درصد آثاری که ارائه می شود حتی حداقل های موسیقی استاندارد را نیز ندارد، در این هم شکی نیست. ممکن است شنیدن این قطعه های کم کیفیت در ماشین و با صداهای بوم بوم ضبط صوت ماشین سطح سلیقه مردم را پایین آورده باشد اما گوش هیچ گاه به انسان دروغ نمی گوید. یکی از دلایلی که خواننده شدن سخت است، این است که شما نمی توانید مردم و گوش شان را فریب دهید. ممکن است بتوانید با پول خرج کردن هنرپیشه شوید ولی قطعا با این روش خواننده نمی شوید. درنهایت آنچه که برای شما مخاطب جمع می کند، کیفیت موسیقی شما، شامل شعر، آهنگ، تنظیم، صدای خواننده و در مجموع نحوه خواندن است.



از بازیگران بیشتر بدانید

  • شهرام شکوهی: در موسیقی بت ندارم
  • خواننده سرشناس موسیقی پاپ روی تخت بیمارستان +عکس
  • رابطه شهرام شکوهی با دخترش چه جوریه؟
  • شهرام شکوهی خواننده ماهواره ای در ایران مجوز گرفت!
  • شهرام شکوهی در بیمارستان بستری شد (+عکس)
  • 7 چهره مشهوری که قلبشان گرفت+تصاویر

گردآوری توسط کانال و سایت آکابانو

لايک انتشار در تلگرام

ويديوهاي مرتبط