دلش گرفته بود و سنگینیِ کوهِ غمی را بر دوشش احساس ...- کانال آکابانو

دلش گرفته بود و سنگینیِ کوهِ غمی را بر دوشش احساس ...- کانال آکابانو

بستن تبليغ

دلش گرفته بود و سنگینیِ کوهِ غمی را بر دوشش احساس میکرد و با خودش می اندیشید: خوش به حال آسمان که هروقت دلش بگیرد، میتواند ببارد و دل داغدارش را التیام ببخشد؛ ولی زمین که چشمی برای گریستن نداشت؛ زمین تب کرده بود و از آتش غمی که در دلش شعله ور شده بود، میسوخت؛ خدا، زمین را میدید، غمش را، از آن بالاها، از فرسنگها فاصله ای که زمین فکر میکرد با خدا دارد، حس میکرد و غمگین بود؛ خدا نمیتوانست ببیند که دل مخلوقش گرفته باشد؛ دل زمین هر لحظه بیشتر میگرفت؛ و شانه هایش از بار غمی که بر دوش میکشید، میلرزید؛ و خدا نظاره گر بود ، و خواست تا کاری برای غم دل زمین بکند؛ پس، کوه غمش را شکافت و دهانه ای بر قله ی آن نهاد؛ آنوقت غم زمین را از دلش بیرون کشید و از دهانه ی کوه، بیرون آورد؛ داغ دل زمین، جاری شد و حرارت سوز دلش، هر آنچه را که بر سر راهش بود، سوزاند؛ دل زمین آرام گرفت؛ اما وقتی چشمش به تمام آنچه که از داغ دل او، سوخته و نابود شده بود افتاد؛ غصه دار شد؛ آرامش دل او، به قیمت گزافی تمام شده بود و زمین، این را نمیخواست؛ غمگین، رو کرد به خدا و گفت: خدایا شرمنده ام؛ خودخواهی ام را بر من ببخش؛ خدا گفت: هیچگاه نگذار آتش غمی، در دلت بقدری شعله ور شود که حرارتش، دامن دیگران را بگیرد و بسوزاند؛ گاهی باید #سوخت و #نسوزاند... گاهی باید تودار باشی و آنچه را که در دل داری، پنهان کنی تو مهد رویشی؛ میتوانی دانه ی غمت را سبز برویانی؛ میتوانی لب به خنده باز کنی و اندوهت را بسان #گلی_زیبا، به دیگران ببخشی؛ مطمئن باش که آنوقت، آرامشی بیشتر و بهتر از این را تجربه خواهی کرد؛ و زمین اندیشید: آسمان چه دل بخشنده ای دارد که غمش را با #لطافت_باران، بر سر موجودات میبارد و #نشاط میبخشد و #زندگی؛ آری؛ همیشه باید دستی برای بخشیدن داشت؛ حتی در اوج اندوه @akabano آکابانو

لايک0 انتشار در تلگرام